ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

119

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

عنت الدنيا لطالبها * و استراح الزاهد الفطن عرف الدنيا فلم يرها * حظه مما حوى كفن كل ملك نال زخرفها * حظه مما حوى كفن يقتنى مالا و يتركه * فى كلا الحالين مفتتن املى كونى على ثقة * من لقاء الله مرتهن اكره الدنيا و كيف بها * و الذى تسخو به وسن لم تدم قبلى على احد * فلماذا الهم و الحزن ( يعنى : دنيا براى كسى كه خواهان اوست رنج آورد . و زيركى كه ازو كناره‌گيرى مىكند آسوده خاطر است . او دنيا را شناخت لذا آن را نديد و نخواست . اما هر كس كه جز اين رفتار كرد ، از دنيا فتنه‌ها ديد . هر سلطانى هم كه به مال و منال رسيد بالاخره از تمام آنها جز يك كفن با خود نبرد . كسى كه مال بدست مىآورد ، با كسى كه از گردآورى مال چشم مىپوشد يكسان است زيرا در هر دو حال دچار آشفتگى خواهند بود . آرزوى من و هستى من مرهون اعتماد به ديدار خداوند است . از دنيا و چگونگى آن و هر كس كه به خواب غفلت رفته و مدهوش آن شده ، بيزارم . دنيا پيش از من براى هيچ كس پايدار نبوده پس چرا من براى آن تشويش و اندوه داشته باشم ؟ ) دربارهء تاريخ وفات ابو الفوارس حسن بن على روايت مختلف است برخى گفته‌اند كه بسال 499 هجرى از جهان رفت . بدين جهة ضمن وقايع 499 نيز اين مطلب ذكر شد .